درسته دیر اومدم ولی خدا همیشه مارو قبول داره حتی بعداز تموم شدن بازی

شعری برای خدا

به همین سادگی رفتی   بی خداحافظی

سهم تو شد دنیای تازه و سهم من شد اشک وتنهایی

چشمهای نازنینت را بستی  بدون اینکه  کنارت باشم

دیر شد دیر آمدم  خیلی دیر اما غریب  اما ناتوان  ،اما بهت زده

از روزی که رفتی هر روز خودم را نمی بخشم  به خاطر آن همه

سال دوری و صبوری   ،به خاطر آن همه نبوسیدن و نبوییدن

کاش بودی تا مقابلت زانو بزنم  تا به اندازه ی آن همه سال

دوری سیر ببینمت ، لمست کنم ، پناهم شوی 

تو را کم دارم .آن دستهای مهربانت را ،آن حرفهای آرامبخشت را

کاش میشد برگردی ،کاش میشد ........................


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشقانه , عشق , عشق خدایی


تاريخ : پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.