ای عشق مدد کن به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یامن به یار برسم یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد ،برا ی دا شتن عشقت همه جو نم آرزو شد

من و تو آ شنا ی سالهای مشترک بودیم ، من و تو آ شنا ی فصلهای  مشترک بودیم،کنون طرح جدائی بین ما بیگانه میریزد

عشق من تو باش نه برا ی اینکه در این دنیای بزر گ تنها نباشم ،توباش تا در این دنیای بزرگ تنهاییم تنهاترین باشی

دلی دار م که مهمان خانه ی توست اسیر نرگس مستانه ی تو ست اگر عالم مرا عاقل بخوانند خدا داند دلم دیوانه  ی توست

ای وارث شکوفه های باران بدان که نبض خاطراتم با یاد تو میزند

حکایت جالبی است که فرامو ش شدگان فراموش کنند گان را فرا موش نمی کنند

تو روز گار رفته با این همه امیدم ببین چه سهم ما شد از عاشقی تباهی ،از زندگی مصیبت ،از دوستی شکست و از  ساد گی خیانت

غضنفز اونقدر واسه دوست دخترش نامه میفرسته که بالاخره دوست دخترش با پستچی ازدواج میکنه

اسمتو گذ اشتم خورشید ترسیدم غروب کنی گذاشتم گل ترسیدم پرپر بشی میذارم نفس که هر موقع رفتی منم با خودت ببری

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی

دردم را در گوش باد نجوا کردم ولی باد رسوام کرد

به کلبه ی کوچک قلبم دعوتت میکنم تا بدانی در اجاق سرد  دلم چیزی جزیاد تو نمیسوزد

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ،ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

گر چه تو تنهاتر از ما میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ،آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سردرا

خدایا از ما آهی واز تو نگاهی زیرا تنها توپشت و پناهی

تشنه در بیابا ن به سمتی با شوق میدود خود نیز میداند جز خاک نیست چیزی حاصلش ،اما ازشوق  سراب خوشحال میدود

بزرگترین افسوس آد م اینه که حس میکنه می خواد اما نمیتونه وبه یاد میاره زمانی را که میتونست اما نخواست

از دوریت چه دارم غیر ازدلی شکسته ،چشمی همیشه ابری پایی همیشه خسته

چه شد ای پنجره ی شوق چرا بسته شدی ،شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی

بهارم رفت گلستانم خزان شد گل سرخم نصیب دیگران شد

دارم از غم تنهایی نابود میشم به دادم برس که تو یی تنها امیدم

میدونی چرا معرفت کم شده چون همش در شما جمع شده

محبت سکه است که اگر در قلک دل بیفتد نمی توان آنرا برداشت مگر آنکه دل را بشکنی

به غضنفز میگن چرا امشب اخبار اینقدر طولانی شدمیگه فکر کنم قسمت آخرشه

هر چه هستی همون باش وهر چه نیستی نگو کاش

به یه نفر میگن خوشبختی چیه ؟میگه فاصله ی این بدبختی تا بد بختی دیگه                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 نمیدانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند ودر کدامین غروب خواهم رفت ... اما دوست دارم تا آخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم

فرمانروای روم به کوروش گفت  ما برای شرف می جنگیم  شما برای ثروت کوروش گفت آری هر کس برای نداشته هایسش می جنگد

بی تو در خلوت دل چشم به راهت دارم ،چه کنم دست خودم نیست که دوستت دارم

بگو با من چه کردی مهربانم که ابری شد تمام آسمانم بیا آتش بزن خاکسترم کن بدون تو نمی خواهم بمانم دوریت ازنظرم مایه ی بی اقبالیست هرکجا مینگرم جای تو پیشم خالیست

فرشته ها وجود دارند اما چون بال ندارند ما بهشون میگیم دوست

اشتباهی که همه عمر پشیمانم کرد اعتمادی بود که به مردم دنیا کردم

روی هر شانه سری وقت وداع میگرید ،سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست

من اگر اشگ به فریادم نرسد میشکنم ،اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم ،بر لب ساحل محصور وجود ،من در این کلبه ی تاریک وجود ،اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم

در آن  هنگام که نسیم سردی ز روی سنگفرش هر خیابان می برد پوسیده برگ زرد در این اندیشه میمانم اگر رو ز ی بیفتم از دو چشمانت کدامین باد مرا خواد برد

روز مردن ارزش یک عمر زندگی کردن را دارد

وقتی کسی به دل نشست نشستنش  مقدس است حتی اگر نخواهدت نفس کشیدنش بس است

فراموشم نکن گاهی به یاد آور اسیری را که میدانی نخواهی رفت از یادش

دیدن لبخند کسانی که رنج میکشند از دیدن اشک آنها درد ناکتر است

در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم،دل به عشقت داده ام اهل  جدایی نیستم

هر نگاهت زروشنی کار ستاره میکند هر که دوباره بیندت عمر دوباره میکند

یه روز یه هزارپا میره خواستگاری یه مورچه میگه حاضری با من ازدواج بکنی مورچه میگه :نه بابا کی حال داره روزی هزار جفت جوراب بشوره

میگن پشت مسافر آب بریزی زود برمیگرده اشک که از آب زلالتره پس چرا مسافر من بر نمی گرده

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام تو همون ساحل عشقی که بهت د ل داده ام

بر سنک مزارم بنویسید که آشفته دلی  خفته در این خلوت خاموش او زاده غم بود ز غم گشت فراموش

هیچ کس نمیتواند به عقب برگردد واز نو شروع کند اما همه میتوانند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند

وجدان تنها محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد

مکتب عشق بسوزد که خارم کرد ،درس عشق آمد و از مدرسه بیزارم کرد ،اگر تا آخر عمر بگویی از تو بیزارم ،چه بخواهی چه نخواهی دوست دارم

آنقدر در کشتی عشقت نشینم روز وشب یا به ساحل میرسم یا غرق دریایت میشوم

به یه نفر میکن پتروس کی بود ؟میگه دهقان فداکاری بود که وقتی گرگه میخواست گوسفنداشو ببره پرید جلوی تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده ی قطار

گنج یه دوست همیشگی نیست اما دوست یه گنج همیشگیه

به خاموشی ما منگر که ما خود معدن رازیم ،فلک بشکست بال ما وگرنه اهل پروازیم

ماه به من گفت اگر دوستت به تو پیامی نمیدهد چرا فراموشش نمی کنی ؟به ماه نگاهی کردم وگفتم آیا آسمان تورا زمانی که نمی درخشی فراموش میکند

در درد ها دوست را خبر نکردن خود یک نوع عشق ورزیدن است

اشک در چشمان من طغیان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نفهمد  درد من

شب است ویاد تو مرا پر از ترانه میکند چه کرده ای که دل تورا این چنین بهانه میکند

زغال اسفتدتیم رفیق میسوزیم تا چشم نخوری

بیچاره سنگی که از دست کودکی به سوی پرنده ها پرتاب میشود ...مانده دل کودک را بشکند یا دل پرند ه را

تنها چراغ قرمزی که پشت آن متوقف نمی شوم چراغ نا امیدی است

میدو نی بهترین دوست تو کیه کسی که اولین اشک تو را ببینه دومیشو پاک کنه سومیش رو تبدیل به لبخند بکنه

موج اگر میدانست که ساحل هیچ وقت دستاشو نمی گیره هرگز برای رسیدن نفس نفس نمی زد

یکی را پرسیدم عشق غم است یا شادی ؟انگشت بر لب نهاد وگفت انتظار

به خاطر بسپار که ایمان حتی به اندازه ی پر کاه کوهها را جابه جا میکند

رو دیوار کاهگلی هیچ وقت یادگاری ننویس ،چون با دلتنگی آسمون پاک میشه

چنان از زندگی دلتنگ ودلگیرم که روز مرگ خود را جشن میگیرم

پروانه نمی میردتا گل به بغل دارد ،این سینه نمی میرد تا دوستی مثل تو دارد

در مهربانی باران باش ،که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست

شوق دیدار تورا قاصدک بیرحم چه میداند آنقدر شوق به دیدار تو دارم که خدامیداند

من که میدانم عمرم شبی به پایان خواهد رسید پس چرا عاشق نباشم پس چرا؟

چقدر عجیبه این زندگی !تا گریه نکنی نوازشت نمیکنن !تا قصد رفتن نکنی نمیگن بمو ن!تا نری قدرت را نمی دونن !تا نمیری نمی بخشنت

جرمت مشخص نیست ولی حکمت اعدامه چون اثر انگشتت روی قلب من پیدا شده

اگه یه روز تو کوچه پس کوچه های قلبم گم شدی از کسی آدرس نپرس چون جز تو کسی اونجا نیست ؟؟

توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودنت فرقی نمی کنه اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه

سالهاست که بر چوبه ی تیر بارا ن زندگی آویزانم افسوس که از شلیک خبری نیست

قفسم را مشکن تو مکن آزادم گر رهایم سازی به خدا خواهم مرد من به زنجیر تو عادت کردم با تواحساس سعادت کردم بگذار تا نفسی هست بمانم

زندگی یعنی ناخواستخه به دنیا آمدن ،مخفیانه گریستن و در حسرت چیزی که دل میخواهد و منطق نیست سوختن...

زندگی حکمت اوست زندگی دفتری از خاطره هاست چند برگی را تو ورق خواهی زد ما بقی را قسمت

دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبییب من ،الهی خون شوی ای د ل تو هم گشتی رقیب من

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سرمکش تا نکشد سر به فلک فریادم

وقتی بودی میتپید قلبم چه راحت حالا نیستی میزنه از روی عادت

سر قبرم بنویسید اینجا مجال گریه نیست  هر کی میخواد گریه کنه بهش بگین اون دیگه نیست

دم به دم نور امیدی زنگاهت گیرم ،مستی زندگی از چشم سیاهت گیرم ،هر نگاهت به تنم آتش تب میریزد ،بوسه ای ده که بدین شعله گواهت گیرم

خدایا مارا به راه راست هدایت فرما اگر نشد راه راست را به  طرف ما کج فرما

عشقا همه ریا شده گریه ها بی صدا شده تو قلب سرد آدما عاشقی هم فنا شده دوست دارم بزرگترین دروغ آدما  شده

گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشاند ناله کردم ذره ای ارز دردهایم گم نشد

امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم ،در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم ،امشب وجودم خسته است از سرد ی دلهای سر د،آیا تو هم یاد من هستی در این شبهای درد ؟

بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند

هیچوقت آرزو نکن جای کسی باشی ،چون جای تو ،تو دنیا خالی میشه

عشق مانندجنگ است ...آسان شرو ع میشود ...سخت پایان می یابد ...و فراموش کردنش محال است

وقتی باران بی بهانه میبارد ،وقتی تو کنارم نیستی ،وقتی حتی جاده ها هم بوی انتظار میدهند وقتی صادقانه برای دیدارت اشک میریزم از میان دلتنگی فریاد میزنم ...دوستت دارم

دلم میخواد فدات بشم انگشتر طلات بشم وقتی چشاتو تاب میدی مردمک چشات بشم

لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت ،گر خوشم یا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت ،گر زبانم ر ا به جرم خواستنت بیرو ن کشند ،آن زمان ای نازنین من با اشاره خواهمت

آن روز با تو بود م ،امروز بی توام ،آن روز که با تو بودم ،بی تو بودم ،امروز که بی توام ،با توام

بیاندیش چه چیز بهترین است ؟آنرا برایت آرزو میکنم

میخوام اسمتو با صابو ن رو ابرا بنویسم تا هر وقت بارو ن اومد همه تو کفش بمونن

دیروز گذشت فردایی هم شاید در کار نباشد پس این فاصله زمان را طوری بگذرانیم مثل اینکه امروز آخرین روز عمر ماست

نبود ی بی تو پنهان گریه کردم ،تو را دیدم وخندان گریه کردم برا ی اینکه اشکهایم را نبینی  نشستم زیر باران گریه کردم م

یگن بارون مظهر دلتنگیه تو ببین با دلم چیکار کردی که داره برف میباره

غرو ب شدخورشید رفت آفتابگردان دنبا ل خورشید میگشت ناگهان ستاره ای چشمک زد آفتابگردان سرش را پایین انداخت آری گلها هیچ و قت خیانت نمی کنند

آن قسم خورده ترین ساغر میخانه شکست ،آنقدر سخت که حتی دل دیوانه شکست ،و نفس گیرترین حادثه آن بود، که پس از رفتن تو ساغر و پیمانه شکست

تا توانی رفع غم از خاطری غمناک کن  در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

در کاخ مجلل خبر از عشق مجو ،که سعادت همه در کلبه ی در ویشان است

ای نگارمن مبادا ناکسان رامت کنند ، با بدان کمتر نشین ترسم که بد نامت کنند ،من نگویم با کسی خویی نگیر هر که بهرت تب کند بهرش بمیر

یکی بوسه بی هوس تقدیم لبت ،خورشید به جای ماه تقدیم شبت

خزان بنشست وگل با بادها رفت ،چه آسان میشود از یادها رفت

برای کشتی که معلوم نیست به کدام بندر میرود باد موافق معنا ندارد

با دشمن نیز باید مشورت کرد تا به میزان دشمنی او پی ببری

اگه یه روزی کسی دستتو گرفت و دلت را لرزاند عجله نکن شاید بابا برقی باشه !

آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دار م بفهمی درد را تلخی لبخندهای سردرا ،میرسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی ،روز ی که مرگ عشق را باور کنی

مبادا برای خودمان کو رباشیم برای دیگران بینا

میدونی بی نمک ترین آدم دنیا کیه ؟تومی دونی چرا ؟چون عسل که نمک نداره

صبر کردن سخترین کاره ،سختر از اون فرا موش کردنه  اما سختر از هر دو تا اینه که آدم ندونه که باید صبر کنه یا فراموش

در محکمه ای که یار قاضی باشد ...محکوم طناب دار بودن عشق است

نجات من به دست توست از این محبس نجاتم ده ،تنم دیوار بین ماست تنم را از میان بردار

ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ ، گر لبی خنده زند یاد شما می افتیم

خبرنگار به یارو میگه نظر شما د ر بار ه ی در یا چیه ،میگه خوبه اگه آسفالتش کنید

با دو چشمان قشنگت خانه به دو شم نکن ،هر چه میخواهی بکن اما فراموشم نکن

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست ِ،یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست ،ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو ،یا که من مست وخرابم یا که تارت تار نیست

چشمامو رو هم میذارم و چیه فکر کردی تو رو به یاد م میار م ؟نه بابا میگیرم میخوابم

میخوام گناهی بکنم که  مجازات اون تبعید همیشگی به قلب توست  اجازش هست

مردن به راه دو ست چو آغاز زندگی است ما زنده ایم که بمریم برای دو ست

میدونی فرق تو با ما چیه ؟تو دو نقطه داره اما ،ما بی نقطه است

میگن فاصله سردی میاره نمی دو نم چر ا فاصله ی بین ما دلتنگی میاره

در بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز بیاموز

مرا یکدم دل ازخوبان جدا نیست ولی افسوس که از خوبان وفا نیست

تگ زنگ چیست ؟با خبر شد ن دو گدا از هم

سوختم، سوختم و ساختم هر چی داشتم  به پات باختم ،کاش تو را از روز اول مثل امروز می شناختم ،آخه عشق یعنی شکستن عاشقانه سر سپردن دل سپردن به سراب ، در سکوت خویش مردن

من دیوونه به انداه ی تمام دیوونه های دنیا دیوونه وار دیوونتم ؛دیوونه!

میگن غروب آفتاب غمگینه ،اما هیچ غروبی غم انگیز تر از دوری تو نیست

زندگی گل سرخی است که گلبرکهایش خیالی ولی خارهایش واقعی است پ

دفتری گر بنویسند زخوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستی

هر کجا هستی به آسمان نگا ه کن مهتاب نگاهمان را به هم میدوزد

در چا ر دیواری دنیا عشق ابدیست ،غم رفتنی خاطره ماندنی وگیرنده ی این پیام خیلی دوست داشتنی است

زچشمت چشم آن دارم که چشمانم را نیازاری ،به چشمت که دو چشمانم به چشمان تو می نازد

غضنفر رو میبرن زیر سئوال له میشه

اگر دل سپردن به یا د ت خطاست به تکرار باران خطا میکنم

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمیکند  بی تو که باشم خیس بارانم

آنچنان با تو یکی شدم که وقتی نیستی دنبال خودم میگردم

جایی که چشمان منتظری برایت اشک میریزد زندگی به رنج کشیدن میارزد

درغروبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد،آرزوی مرگ کرد م مرگ هم یاد م نکرد

تقدیم به اونی که کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زیستن میدهد 

بر خاک بخواب نازنین تختی نیست ،آوار ه شدن حکایت سختی نیست از پاکی اشکها ی خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

دورت بگردم چیست ؟دایره ی فرضی است که تا اطلاع ثانو ی ازطرف مورد نظر  حمایت میکند

دوستی من و تو دوستی شاخه وبرگه جدایی برگی از شاخه مرگه

در مرام ما نباشد جز وفا داری به دوست ،جان دهم بهر رفیقی که وفاداری از اوست

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند

جایی بنویس هیچ کس دو با ر زندگی نکرده است روزی دو بار به این نوشته نگا ه کن

به یه نفر میگن زیر چشمت کبوده !میگه: چرا؟درد هم میکنه ؟

تو مثل خورشیدی میدونی چرا چون تو همون نگاه اول میشه فهمید از پشت کوه اومدی

کر مستی چشمان تو گناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم ...

آدم کسی رو که دو ست داره اذیت میکنه ،خودش فکر میکنه داره محبت میکنه

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

غم بی تو ماندن آنچنان سنگین است که به هر آینه نگاه میکنم میشکند

دل میگه بازفردا را از نو بساز ...ای دل غافل دیگه از ما گذشت

در میان من و تو فاصله هاست گاه میاندیشم میتوانی تو به لبخندی این فاصله هارو برداری

هر چی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدیم هیچی تلختر از دیدنت نیست

هر گاه از غروب عاطفه های مردم خسته شدی ،قلب مرا یاد کن که به خاطر تو می تپد

امشب ای ناز چه دلتنگ نگاهت شده ام ،باز ای مونس من چشم به راهت شده ام، سبزچشمان تو امشب به سکوتم خندید ،چون که دیوانه ی آن چهره ی ماهت  شده ام

نوشتم نامه را بر کاغذ زر د که هجران حال مارا این چنین کرد !!!

 صبر سر آغاز یاری خداوند است

از دیار آشنایی پاکشیدن مشکل است ،از تو ای آرام جان دل بریدن مشکل است

عمریست که میبازم ویک برد ندارم اما چه کنم عاشق این کهنه قمار م

من مست غم عشقم باخنده خمارم کن صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن

من رو به جرم بالا رفتن از دیوار قلبت گرفتن ،بهشون بگو که من دزد نیستم ،خونم همین جاست

تو می سوزی ویارت نگران است ،من که یاری ندارم چه کنم

ساقیا عاشق شدن کا ردل است ،دل که دادی پس گرفتن مشکل است

من این دنیا ی زیبا را به لبخند تو می بخشم ،من این آسایش شب را به رویای تو می بخشم ،من این جان عزیزم را به دیدار تو می بخشم

وقتی تو پیروز میشی میگم او ن دوست منه ولی می بازی کنارت میشینم و میگم من دوست تو هستم

یه دقیقه سکوت به خاطر اونایی که در حسرت نگاه تو مردند

باران بهانه ای است که فقط چند لحظه ای زیر چتر تو باشم

خواب دیدمت که آمدی و باز آسمانی از قناری و پرنده های ساحلی به سمت شهر ما کوچ میکنند و من به آن کبوتران شعرهایی از فروغ هدیه میکنم

باران باش وببار نگو کاسه های خالی از آ ن کیست ...(کوروش کبیر )

غضنفز برای همدردی با مناطق بدون گاز نه تنها بخاری هارو خاموش کرد بلکه کولر ها رو نیز روشن کرد

ای عشق از ماندن بگو در چشم بیتابم بتاب ِ،در چشم بی خوابم بخواب ،ای عشق از ماندن بگو

ای همه داروندارم ،ای تو ماه شب تارم ،جز تو من کسی ندارم ،که سر کارش بگذارم

میدونی فلسفه ی تگ زنگ چیه ؟یعنی به یادتم ولی حرفی برای گفتن ندارم

عشق یعنی به برگی دل سپردن ،خود پاییز گشتن ولی هرگز نمردن

هیچ میدو نی چرا آخر قصه های عاشقی فیلم تموم میشه و دیگه بقیش رو نشون نمیدن ؟

چون هیچ عشقی بدون پول نمی تونه دووم بیاره یعنی هیچ کس تو این دنیای ما نمیتونه بدون پشتوانه مالی دووم بیاره یعنی عاشقی تا اونجایی خوبه که دو نفر یا به هم نرسن یا اگر هم برسن با ید پو داشته باشن آخه خودتون قضاوت کنید کی میتونه بگه تو فقط باید عاشق باشی بعد همه چیز حله  به قول (یاس) حالا اینه گفته ی همه که باید با پول بشینی سر سفره ی عقد و واقعاً گذشت اون زمونی که میگفتن مهم تفاهم واقعا باید با کسی ازدواج کرد که بعد از خودش بتونه حداقل سر یه نفر دیگه رو تو این دور و زمونه نگه داره

وای اگه زد و بچه دار شدن دیگه گاوشون زایید

نتیجه گیری :

عاشقی خوبه اما اگه پول داشته باشی ،ازدواج از اون خوبتر اما به شرطی که بتونی سر حد اقل یه نفر بعد از خودت رو نگه داری و سخن آخر فقط با چشم باز انتخاب بکنید

لطفاً نظر یادتون نره با تشکر

HN

اینم یه متن فارسی دیگه از آهنگ های امراه

 

         Yok olamaz duy beni artikنه نمیشه من رو درک کن دیگه

       Ey deli sevdam yardim et banaای عشق دیوانه ام به من یاری برسون

           Ne olur sevdam  چی می شه محبوبم

Sensizlik sarar kararar dünyam

بی تو بودن در بر می گیره  سیاه میشه دنیام

Bu gonül sensizlige aliship yapayamaz

این قلب با بی تو بودن خو نخواهد گرفت زندگی نخواهد کرد

     Sen olursan olup sensiz olamaz

تو باشی خواهد بود بی تو نخواهد بود

با outlookایمیل های gmail را در یافت کنید

نرم افزار out look یکی از ابزار های "مدیریت شخصی اطلاعات "است که مدیریت ایمیل ها یکی از کاربردها ی آن است .

این نرم افزار با استفاده از پروتکل هایی مانند POP3وSTMPبه سرور متصل می شود و از طریق این سروراقدام به در یافت

ایمیل های رسیده میکند و از همین طریق ایمیل های ارسالی را می فرستد ،به این روش client/serverمیگویند

اگر صاحب یک اکانت در Gmail  هستید ،میتوانید با استفاده از نرم افزار outlook برای در یافت و ارسال

ایمیل هایتان استفاده کنید البته برای ایمیل هایی که در yahooوMSNهستند نیز امکان پذیر هست اما نه به صورت رایگان

این در حالی است که Gmail این سرویس را رایگان ارائه میدهد .

برای ارسال و دریافت ایمیل های "جی میل"از طریق نرم افزار آتلوک مراحل زیر را انجام دهید :

1-ابتدا وارد جی میل شوید به قسمت setting (در بالای صفحه )بروید  و رو ی گزینه یForwarding and POP/IMAPکلیک کنید

سپس گزینه ی EnablePOP FOR  all  mail را انتخاب کنید

ودکمه ی save Changesرا بزنید.

بعد از فعال کردن POPدر Gmil،نوبت به تنظیمات آتلوک میرسد :

نرم افزار آتلوک ر ا اجرا کنید .

از منوی تولز گزینه ی E-mil accountsرا نتخاب کنید ک

گزینه یAdd  a new e-mail accountرا انتخاب کنید و nextرا بزنید

در صفحه ی 2نوع سرور را pop3 انتخاب کنید

در صفحه ی3در فیلد های سمت چپ اطلاعات لازم را وارد کنید اما در فیلد های سمت راست تو فیلد اول

Pop.gmail.com

تو فیلد دوم stmp.gmail .com

بعد گزینه ی more  settingرا انتخاب کنید و

در سر برگ دوم گزینه ی اول رو تیک دار بکنید .

بعدش تو سر برگ Advanced تو فیلد اول 995رو وارد بکنید

تو فیلد دوم 465وتو قسمت اول هر دو گزینه رو تیک دار بکنید .

بعد ok وnextوfinish رو بزنید

خو ب تمو م شد حالا باخیال راحت میتونید بدون رفتن به حسابتون با آتلوک ایمیل های جی میل تون رو چک کنید 

اگه در خواستی داشتید تو قسمت نظرات بنویسید تا براتون بذارم

حتماًنظر یادتون نره

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشقانه


تاريخ : یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ | ٩:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.