روز گار پر از هوس شده از این به من چه میرسد؟

ببین که من دوباره در زیان ورنجهای بی پایان هستم

عشق ورزیدم ودوست داشتم ولی عشقی ندیدم ونتونستم بخندم

اصل من کجا بود و حالا کجا هستم؟

گریه کن گریه کن چشمهای من که از گریه کردن سیر نشدی تو

اون هم بره وقتی که تو گریه میکردی حتما(طبیعتا) از رفتنش مطلع نشدی تو

به درد روز گار مبتلا شدی از این به تو چه میرسد؟

تو بدون دلیل باز از طرف یارت باز خواست میشوی

نه از مادرم وقتی متولد شدم تونستم بخندم نه از یار ظالم وبی وفایم

تو کوچک هستی ولی دردت از دنیای پیر بزرگتره!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشقانه


تاريخ : پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٩ | ٦:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.