بعد از مدت ها دیدمش!!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن...خودمو کنترل کردم وفقط لبخندی زدم....تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم:
بی معرفت! دستای من تغییر نکرده...دستات به دستای اون عادت کرده..


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشقانه , عشق , s , لاو


تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱ | ۳:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.