زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد ،برا ی دا شتن عشقت همه جو نم آرزو شد

من و تو آ شنا ی سالهای مشترک بودیم ، من و تو آ شنا ی فصلهای  مشترک بودیم،کنون طرح جدائی بین ما بیگانه میریزد

عشق من تو باش نه برا ی اینکه در این دنیای بزر گ تنها نباشم ،توباش تا در این دنیای بزرگ تنهاییم تنهاترین باشی

دلی دار م که مهمان خانه ی توست اسیر نرگس مستانه ی تو ست اگر عالم مرا عاقل بخوانند خدا داند دلم دیوانه  ی توست

ای وارث شکوفه های باران بدان که نبض خاطراتم با یاد تو میزند

حکایت جالبی است که فرامو ش شدگان فراموش کنند گان را فرا موش نمی کنند

تو روز گار رفته با این همه امیدم ببین چه سهم ما شد از ع اشقی تباهی ،از زندگی مصیبت ،از دوستی شکست و از  ساد گی خیانت

غضنفز اونقدر واسه دوست دخترش نامه میفرسته که بالاخره دوست دخترش با پستچی ازدواج میکنه

اسمتو گذ اشتم خورشید ترسیدم غروب کنی گذاشتم گل ترسیدم پرپر بشی میذارم نفس که هر موقع رفتی منم با خودت ببری

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی

دردم را در گوش باد نجوا کردم ولی باد رسوام کرد

به کلبه ی کوچک قلبم دعوتت میکنم تا بدانی در اجاق سرد  دلم چیزی جزیاد تو نمیسوزد

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ،ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

گر چه تو تنهاتر از ما میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ،آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سردرا

خدایا از ما آهی واز تو نگاهی زیرا تنها توپشت و پناهی تشنه در بیابا ن به سمتی با شوق میدود خود نیز میداند جز خاک نیست چیزی حاصلش ،اما ازشوق  سراب خوشحال میدود

بزرگترین افسوس آد م اینه که حس میکنه می خواد اما نمیتونه وبه یاد میاره زمانی را که میتونست اما نخواست

از دوریت چه دارم غیر ازدلی شکسته ،چشمی همیشه ابری پایی همیشه خسته

چه شد ای پنجره ی شوق چرا بسته شدی ،شاید از همنفسی با دل ما خسته شدی

بهارم رفت گلستانم خزان شد گل سرخم نصیب دیگران شد

دارم از غم تنهایی نابود میشم به دادم برس که تو یی تنها امیدم

میدونی چرا معرفت کم شده چون همش در شما جمع شده

محبت سکه است که اگر در قلک دل بیفتد نمی توان آنرا برداشت مگر آنکه دل را بشکنی

به غضنفز میگن چرا امشب اخبار اینقدر طولانی شدمیگه فکر کنم قسمت آخرشه

هر چه هستی همون باش وهر چه نیستی نگو کاش

به یه نفر میگن خوشبختی چیه ؟میگه فاصله ی این بدبختی تا بد بختی دیگه

نمیدانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند ودر کدامین غروب خواهم رفت ... اما دوست دارم تا آخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم

فرمانروای روم به کوروش گفت  ما برای شرف می جنگیم  شما برای ثروتم کوروش گفت آری هر کس برای نداشته هایسش می جنگد

بی تو در خلوت دل چشم به راهت دارم ،چه کنم دست خودم نیست که دوستت دارم

بگو با من چه کردی مهربانم که ابری شد تمام آسمانم بیا آتش بزن خاکسترم کن بدون تو نمی خواهم بمانم دوریت ازنظرم مایه ی بی اقبالیست هرکجا مینگرم جای تو پیشم خالیست

فرشته ها وجود دارند اما چون بال ندارند ما بهشون میگیم دوست

اشتباهی که همه عمر پشیمانم کرد اعتمادی بود که به مردم دنیا کردم

روی هر شانه سری وقت وداع میگرید ،سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست

من اگر اشگ به فریادم نرسد میشکنم ،اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم ،بر لب ساحل محصور وجود ،من در این کلبه ی تاریک وجود ،اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم

در آن  هنگام که نسیم سردی ز روی سنگفرش هر خیابان می برد پوسیده برگ زرد در این اندیشه میمانم اگر رو ز ی بیفتم از دو چشمانت کدامین باد مرا خواد برد

روز مردن ارزش یک عمر زندگی کردن را دارد

وقتی کسی به دل نشست نشستنش  مقدس است حتی اگر نخواهدت نفس کشیدنش بس است

فراموشم نکن گاهی به یاد آور اسری را که میدانی نخواهی رفت از یادش

دیدن لبخند کسانی که رنج میکشند از دیدن اشک آنها درد ناکتر است

در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم،دل به عشقت داده ام اهل  جدایی نیستم

هر نگاهت زروشنی کار ستاره میکند هر که دوباره بیندت عمر دوباره میکند

یه روز یه هزارپا میره خواستگاری یه مورچه میگه حاضری با من ازدواج بکنی مورچه میگه :نه بابا کی حال داره روزی هزار جفت جوراب بشوره

میگن پشت مسافر آب بریزی زود برمیگرده اشک که از آب زلالتره پس چرا مسافر من بر نمی گرده

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام تو همون ساحل عشقی که بهت د ل داده ام

بر سنک مزارم بنویسید که آشفته دلی  خفته در این خلوت خاموش او زاده غم بود ز غم گشت فراموش

هیچ کس نمیتواند به عقب برگردد واز نو شروع کند اما همه میتوانند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند

وجدان تنها محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد

مکتب عشق بسوزد که خارم کرد ،درس عشق آمد و از مدرسه بیزارم کرد ،اگر تا آخر عمر بگویی از تو بیزارم ،چه بخواهی چه نخواهی دوست دارم

آنقدر در کشتی عشقت نشینم روز وشب یا به ساحل میرسم یا غرق دریایت میشوم

به یه نفر میکن پتروس کی بود ؟میگه دهقان فداکاری بود که وقتی گرگه میخواست گوسفنداشو ببره پرید جلوی تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده ی قطار

گنج یه دوست همیشگی نیست اما دوست یه گنج همیشگیه

به خاموشو ما منگر که ما خود معدن رازیم ،فلک بشکست بال ما وگرنه اهل پروازیم

ماه به من گفت اگر دوستت به تو پیامی نمیدهد چرا فراموشش نمی کنی ؟به ماه نگاهی کردم وگفتم آیا آسمان تورا زمانی که نمی درخشی فراموش میکند

در درد ها دوست را خبر نکردن خود یک نوع عشق ورزیدن است

اشک در چشمان من طغیان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نفهمد  درد من

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ | ٤:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()

قفس  دا ران غرورم را شکستند /دل پاک صبورم را شکستند/به جرم پا به پای عشق رفتن /پرو بال عبورم را شکستند /رهایی در امیدم موج میزد /ولی رویا ی دو رم راشکستند

وقتی دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود در دیگری باز میشود ولی ما چنان به در بسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمی بینیم

گاهی گمان نمی کند ولی میشود، گاهی نمیشود که نمی شود، گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است ،گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود

از تمام بودنی ها تو یکی از آن من باش ،که به غیر با تو بودن دلم آرز و ندارد

زندگی یعنی چه خون جگر خوردن اولش رنج و آ خرش مر دن

من زیر بارون با چشام یه آرزو ساخته بودم /واسه دوباره دیدنت زندگمیو باخته بودم /یا آرزموپس بده یا با دوباره دیدنت به زندگیم نقش بده

چه تلخ است دیدن آنانی که شیرینی را بیشتر از تلخی دوست دارند ...در حالی که از شیرینی تلخی نا آگاهند

لحظه ها خاطره اند ... زند گی شوق تمنای همین خاطرهاست

می خوام اینو بد ونی که خیلی بی وفایی،تو که میگفتی عشقت نداره انتهایی ،بگو چی شد گذشتی بگو چرا جدایی بگو تو نازنینم فقط بگو کجایی ...؟

ساز گلهای دلم آهنگ توست /حل نکردی یک نفر دلتنگ توست ؟

تو اگر در تپش ابر خدارا دیدی ،همتی کن وبگو ماهیها حرفشان بی آب است

اگر جوان میدانست ...اگر پیر میدانست ...چه میشد ؟

در ساحل قلبها این جای پای مهربانان است که میماند وگر نه موج روزگار هر رد پایی راپاک میکند

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی ، میرسد روزی که تنها در کنار عکس من ، نامه های کهنه ام را ازبر کنی ،به یادت هستم به هیچ بهانه ای شاید دوست داشتن همین باشد

یک روز رسد خوشی به اندازه ی کوه ،یک روز رسد غمت به اندازه ی دشت ، افسانه ی زندگی  چنین است گلم ،در سایه ی کوه باید از دشت گذشت

مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است !من که به معجزه ی عشق ایمان دارم ،میکشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد،هر چه بادا باد

زندگی چیست رهگذری است که از دهکده ی غم میگذرد جدولی که هر کس آن را حل کند جایزه اش مرگ است  زیستن و زیبا ی ندامت دلتنگی گناه یاس

در آن لحظه  که احساس دلتنگی میکنی  ،بدون که یکی برای دیدنت لحظه شماری میکند

دوست داشتن مثل شنا کردن تو دریا میمونه و عاشقی مثل غرق شدن تو دریا

زخم زندگی من تویی !همه به زخماشون دستمال میبندن ،ولی من به زخمم دل بستم

هر قطره ی اشک نشانه ی دل شکستگی است ،هر سکوت نشانه ی تنهایی هر لبخند نشانه ی مهر است و...هر اس ام اس نشانه ی یاد شما در دل ما ست

میدونی بزرگترین درد دنیا چیه  اینکه بدونی پناه لحظه هات یه پناه دیگه داره ....

پروردگارا ذهنم پریشان است و قلبم بیقرار وافکارم شوریده و د ر مانده پس رشته ی زندگیم  را به تو میسپارم تاآرامش حکم فرما شود

آن که به خداوند بیش از همه دل بسته بیش از همه در خور ستایش است

انسانهایی که خالصانه خدا را برای آ نچه که دارند شکر میکنند ،مومن واقعی اند

دلم در حلقه ی غمها نشسته،زبانم بسته و سازم شکسته است،وجودم پر ز شعر عاشقانه است تو را میخو ام و اینها بهانه است

کاش میشد سرنوشت خوش رااز سر   نوشت،کاش میشد اندکی تاریخ را بهتر نوشت ،کاش میشد پشت پا زد بر تمام زندگی ،داستان عمر خود را گونه  ای دیگر نوشت

گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم هر روز عشق بیشتر وصبر کمتر شد

تنها بنایی که هر چه بیشتر بلرزه محکمتر میشود دل آدمی است

سعی کن هیچ وقت عاشق نشی ،چون دنیا اونقدر کوچیکه که دوتا دل کنار هم جا نمیشن ،ولی اگر عاشق شدی سعی کن عشقت رو از دست ندی چون دنیا اونقدر بزر گه که ممکنه هیچ وقت دیگه نتونی همون عشق رو پیدا کنی !

دریاب که از روح جدا خواهی رفت در پرده ی اسرار فنا خواهی رفت ،می نوش ندانی از کجا آمده ای ،خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

اگر به انچه انجام میدهی عشق بورزی ،احتما ل شکست صفر میشود

صلیب نشانه ی قبر است ،پس تو صلیبی به گردنت بیاویز تا سینه ی تو قبر من باشد

اگر دنیا پر از عاشق نباشه،تو این د نیا د ل صادق نباشه ،همون بهتر که این دنیا نباشه ،زمین آسمون یکجا فنا شه

اگر 2تا برگ باشیم دوست دارم وقتی که خزون شد اولین برگی که افتاد من باشم تا وقتی می افتی ،تو بغل بگیرمتو خورد شدنت را نبینم

ببین که دست سرنوشت هر چی دلش خواست نوشت ،توکه رفیق ما شدی زندگمیمون شدش بهشت

سکوت طولانی وبی جا معنی نداره پس صداباش تا معنا باشی

عابر شهر چشاتم دل من اهل ریا نیست ،اونی که مثل تو باشه حتی توی قصه ها نیست

تنهایی وقتی قشنگه که کسی ر و توزندگیت داشته باشی که هنگام تنهایی جز تو به کس دیگه فکر نکنه

باد بشی خاکتم،درخت بشی برگتم ،دریا بشی آبتم ،هر جا باشی یادتم

آنکه ویرا ن شده از یار مرا می فهمد،آنکه تنها شده بسیار مرا می فهمد ،چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام،که فقط ریزش آوار میفهمد مرا

تقدیم به او که به رسم جاده ها دور است اما به رسم دل با او هیچ فاصله ای نیست

کسی که به مغز خود متکی است ،قلبش فراموش میشود!

از اداره ی ثبت مزاحمتون میشم محبت شما تو قلب ما ثبت شده کی میاین سند بزنید

مانده ام تنها با غم تو غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم

هر که دیوانه نشد زعشق تو عاقل نیست،...آنکه نشناخت تورا معرفتش کامل نیست

مزاحمتون شدم ببینم گلخونه ی قلبتون واسه یه شاخه گل تنها و زخمی جا داره(نظر خودم واسه این smsباید اول طرف دستاشو نشون بده بعدتا خدایی ناکرده گرگ نباشه)

تو میری و من فقط نگاهت میکنم ،تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ،بی تو یک عمر برای گریه کردن دارم ،اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه را دارم

ممکنه به زودی اعدامت کنن !میدونی چرا؟چون مهربونیات منو کشته قاتل!

روز اول خیلی اتفاقی دیدمت ...هفته ی بعد دزدکی بهت نگاه کردم ...ماه بعد شانسکی به دلم نشستی ...وحالا سالهاست یواشکی تو دستم میگیر مت و حال آدمهای ساده ای مثل اینو میگیرم گو شی کو چو لوی من !!!

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ | ٤:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()

 

چقدر سخته یکی رو دوست داشته با شی وتو ذهنت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچ چیز به جز سلام نتونی بگی

آنگاه که تقدیر واقع نگردد ازتدبیر نیزکاری ساخته نیست

بعضیا به بعضی چیزا چیزا چی میگن!!!به اسانسورمیگن تاکسی دیواری

به چنگال میگن یکی بود یکی نبود /به کشمش میگن انگور بازنشسته/به نون باگت میگن تهاجم فرهنگی /به مینی بوس میگن کال باس /بهترین روش برای گفتن  دوست دارم فقط یه لبخند ساده است ........نیشتو ببند/به دختر میگن اسمت چیه میگه یلدا ولی تو خونه شب چله هم میگن

چنین گفت رستم به اسفندیار بلند شو برو نان سنگگ بیار

در خرابه های  قلبت بنایی بیش نیستم ........سیمان بفرست که کار خوابیده

دانشمدان دارن تحقیق میکنن که انسانها تا چه سنی میتوانند بدون مغز زندگی کنند لطف کن سنت رو بهشون بفرست

یه روز معلم به شاگردش گفت در را بخش کن  شاگرد هم گفت :قرچ

یکی موقع خواب لیوان خالی بالای سرش میذاره ,  میگن چرا اینکاررو میکنی ؟میگه اومدیم و شب بیدار شدم تشنم نبود

یکی کاغذ میخوره تو سرش میمیره مردم دورش جمع میشن کاغذ رو باز میکنن می بینن توش نوشته  شده آجر

یه خسیسه بعد از بیست سال میر ه کفش بخره میره تو مغازه میگه سلام باز اومدم

به بزه میگن چرا زنگولت صدا نمیده میگه آخه گذاشتمش رو ویبره

اولین تابش عشق آخرین تابش عقل

آنقدر باورت دارم که وقتی میکی بارون خیس میشم

الهی قربونت برم خیلی برام بودی عزیز /از پیش من برو ولی خاطره هامو دور نریز

افسار دلم دست خدا بود چنین شد/ای وای اگر دست خودم بود چه میشد /

مقصود دلم مهر ووفا بود چنین گشت /گر مقصدمن جور وجفا بود چه میشد

از دیگران بریدم تا مهربان بمانی /نا مهربان تورفتی با دیگران بمانی

گر فراموشت کنم بر من حرام است زندگی/من تورا با جان خریدم کی فراموشت کنم

بیا بلبل ا زاین کوچه گذر کن /بزن چه چه رفیقان را خبر کن /

اگر گفتند رفیقان درچه حالند /بگو در کنج دل چشم انتظارند

بر سر سفره ی احساس اگر جایی بود ,تبریک ساده ی مرا جای دهید

باهات میام نفس نفس تو آسمون تو قفس ,ازاولش تا آخرش دوست دارم همین و بس

بازآ بازآهر انچه هستی بازآ/گر گبر و یهود و بت پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست/صد بار اگر توبه شکستی بازآ

باتو مارا خوشترین دیدار باد/هر کجا هستی خدایت یار باد

این همه خود را تحقیر نکنید خداوند پس از آفریدن شما به خو د آفرین گفت

ایکاش گذر زمان دست من بود تا لحظه با تو بو دن را آنقدر طو لانی میکردم که برای بی تو بودن وقتی نمیماند

به یاد تو نوشتم که از جنس بهاری/که در اعماق قلبم ماندگاری

بیتو آتشکده و شیشه و سنگ است دلم /نفسی با دل من باش  که تنگ است دلم

به کسی دل ببند که جای خالی واسه دلت داسته باشه

به تکلم به خموشی به تبسم به نگاه/میتوان برد به هر شیوه دل ازمن

بنگر آنقدر غریبم کردی که شبی من غریبانه ترین شعر زمین را گفتم .تو چه کردی با من

چشم تو غرق ستاره /دل تو لبریز آهه /خواهر این اشکو نگه دار /که هنوز اول راهه

جایی برای زندگی نداری که از صبح تا شب تو قلب منی

چه کسی میداند /که چرا چشم من از فاصله ها نمنا ک است /وچرا این دل رنجیده ی من غمناک است

دل تنگم هنوز آزرده حال است /سکوت قلب من چه بیقرار است

طنین عشق آوای زمین است /محبت گم شده دنیا همین است

در این زمانه که شرط حیاط نیرنگ است /دلم برای رفیق بی ریا تنگ است

عشق اگر ایستادن سر کوچه است تیر برق ا ز همه عاشقتر است تیر برقتم رفیق

عشق من از من گذشتی خوش گذر /بعد از این حتی تو اسمم ر ا نبر /

خاطراتم را توبیرون کن توزسر /دیشب از کف رفت فردا را نگر

من ماه دلشکسته من افتاب خاموش/من قصه ی نگفته ترانه ای خاموس

ای کفتر پریده /ای رفته ی رسیده /گاهی به یاد من باش

لطف وجود رفیق آتش هر لحظه ام /خدا خود ش میدونه همیشه یاد توام

کوچه های زندگی  بن بست نیست /زندگی هر چیزی که با ما هست نیست /

گاه باید روی دست انداز باید رفت/کوچه های زندگی یکدست نیست/

غزل غزل به یاد تو /قدم قدم فدای تو /ستاره های آسمون/ ریخته به زیر پای تو

یک نفر آمد قرارم را گرفت /برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهاری بود وحیف /باد پاییزی بهارم را گرفت /اعتباری داشتم پیش عشق/با نگاهی اعتبارم را گرفت /عشق یا چیزی شبیه عشق بود /آمد ودارو ندارم را گرفت

یک مشت ستاره خفته در چشم ترت /یک جاده به انتظار در رهگذرت/ آرامتر از نسیم در خلوت شب/رفتی و دلم پیاده دنبال سرت

یاد ما خواه کنی خواه نکنی مختاری/لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری

همین که یاد ما کردی تشکر/همین که محرم دردی تشکر/در این دنیا که مردم بی وفایند/همین که با وفایی هم تشکر

می دونی بهترین  واحد پول دنیا چیه ؟!تو من آخه هم تو,توشی هم من

منم و دلی که دائم به دو دست دارم اورا /اگرش نگاه داری به تو میسپارم اورا

دل من ترانه دارد /غم عاشقانه دارد /به هوای روی ماهت /همه شب بهانه دارد

متن فارسی ترا نه های امراه

هر ماه متن یکی از اهنگهاشو میذارم این ماه متنAdin Ne Senin رو

براتون میگذارم

معنی هر کدام از اهنگهاشو خواستید تو نظرات بنویسید تا براتون تو پست بعدی بگذارم

Adin Ne Seninاسمت چیه

تسلیم چشماش شدمGozlerine teslim oldum

 

چه احتیاجی به قول دادن هست soze ne hacet

 

عقلم رو با توخراب کردم Aklimi seninle bozdum

 

فکر کن بازنده هستم Yenildim farz et

 

تو همزاد روحم هستی Sen ruhumun ikizi

 

تو تنها عشق قلبم هستی Sen gonlüm tek esi

 

بی تو در تاریکی و ظلماتم هستم Sensiz karanliktayim

 

خورشید را به دو نیم کن Ikiye bol güneshi

 

کی گفت اینقدر زیبا بشی Kim sana bu kadar güzel ol dedi

 

گناه این عشق وبال توست Bu askin günahi vebali senin

 

چشمام متوجه زیبایی فوق العادت شدGozlerim olayin farkina vardi

 

تو چه چیز شیرینی هستی اسمت چیه Sen ne tatli seysin adin ne senin

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۸ | ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.